محمد الريشهري ( مترجم : شيخى )
393
منتخب ميزان الحكمة ( فارسى )
1839 امام على عليه السلام : شنيدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد : در آخر الزمان مردمى سر برمىدارند كمسال وسبكسر . بهترين سخنان را به زبان مىآورند ، بيش از شما نماز مىخوانند ، بيش از شما قرآن تلاوت مىكنند ، اما ايمان آنها از استخوان چنبره - يا فرمود : از حنجرههايشان - فراتر نمىرود . آنان همانند فراتر رفتن تير از هدف ، از دين خارج مىشوند . اين افراد را بكشيد . 609 - امام على عليه السلام پس از كشته شدن خوارج 1840 امام على عليه السلام - در هنگام عبور از جنازهء خوارج - فرمود : بدا به حال شما ! آن كس كه فريبتان داد به شما زيان رساند . عرض شد : اى اميرمؤمنان ! چه كسى فريبشان داد ؟ فرمود : شيطان گمراه كننده و نفس فرماندهنده به بدى ؛ به آرزوهاى خام فريبشان داد و ميدان گناهان را بر آنان فراخ گردانيد و به آنان وعدهء پيروزى داد و آن گاه آنان را در كام آتش فرو برد . 1841 امام على عليه السلام - آن گاه كه خوارج كشته شدند و به ايشان عرض شد : اى اميرمؤمنان ! اين جماعت همه نابود شدند . فرمود : هرگز ، به خدا قسم كه آنها نطفههايى در پشت مردان و زهدانهاى زنان هستند . هر گاه شاخى از آنان برويد ، قطع گردد تا اين كه سرانجام از آنان عدهاى راهزن و دزد بر جاى ماند . 1842 امام على عليه السلام : اى مردم ! من چشم فتنه را در آوردم ، در زمانى كه تاريكيش موج مىزد و هارى و سختى آن اوج گرفته بود و كسى جز من جرأت دفع آن را نداشت . 610 - نهى امام از كشتن خوارج بعد از ايشان 1843 امام على عليه السلام : بعد از من با خوارج نجنگيد ( خوارج را نكشيد ) ؛ زيرا كسى كه طالب حقّ باشد و به آن نرسد همچون كسى نيست كه جوياى باطل باشد و به آن دست يابد . « 1 »
--> ( 1 ) . ابن ابى الحديد مىنويسد : مراد حضرت اين است كه خوارج به سبب گرفتار آمدن به يك شبهه ، گمراه شدند . آنان طالب حقّ بودند و اجمالًا به دين تمسك داشتند و از عقيدهء خود دفاع مىكردند ، گرچه در عقيدهء خود راه خطا پيمودند . اما معاويه خواهان حقّ نبود ، بلكه راه باطل مىپيمود و از عقيدهاى كه با شبهه آميخته شده باشد ، دفاع نمىكرد . رفتار و كردار او ، خود گواه اين امر بود . او پايبند دين نبود . . . با چنين اوصافى كه در معاويه وجود داشت ، بر مسلمانان روا نبود كه از حكومت او دفاع كنند و با شورشيان عليه او بجنگند ، هر چند كجراهه مىرفتند ؛ زيرا آنان وضع بهترى از معاويه داشتند ؛ چه ، نهى از منكر مىكردند و قيام در برابر فرمانروايان ستمگر را واجب مىدانستند . . . .